LOVE - تاریخ: 1397/5/1 ساعت: 14:07
سلام. خيلي وقته ننوشته بودم و حالي عوض نكرده بودم . امروز صبح انگار همه وجودم داشت منو به نوشتن وادار ميكرد و دلش ميخواست برات بنويسم ... اما اينقدر طول كشيد كه تا اين لحظه نتونستم بنويسم.اصلا حالم خوب نيست...اصلا كاش ميشد يكي ارومم كنه...دلم ميخواددددددد تو خود حديث مفصل بخوانننن
اخيشششش - تاریخ: 1397/5/1 ساعت: 14:07
بالاخره امروز تونستم بعد مدتها بنويسم ...دلم برا نوشتن تنگ شده بود دلم برا دوس داشتنت تنگ شده بود دلم برا آغوش مهربونت تنگ شده بود دلم براي لباي پر از مهر و خندت تنگ شده بود ميدونم خيلي وقت ننوشتن خيلي منطقي نيست ولي تو خيلي فك نكن به اينكه ممكنه كم كاري باشه درسته كه ادم برا كسي ك دوس داره بايد وقت...
بازگشت - تاریخ: 1397/5/1 ساعت: 14:07
امروز كه اومدم مثل همه روزاي ديگه وبلاگو چك كنم و براي چندمين بار پيامهاي تكراري تو رو بخونم يهو تموم وجودم پر شد از شور و شوق و خواستن و هيجان امروز يهو دو تا نظر جديد رو ديدم... دو تا پيام از تو....
صبح نو با تو - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 11:01
خداروشكر كه بازم ميبينمت و باز هستي و باز هستم خداروشكر كه باز مهربونيت رو دارم و با تو صبحمو شروع ميكنم درست مثل يه صبح بهاري كه با اومدنت طراوت و شادي و عشق مياري مثل گلهايي كه باغبون منتظر باز شدنشونه و يه روز وقتي مياد ميبينه همشون با هم گل دادن و باز شدن اين روزها حالم از هميشه بهتره خيلي بهتر ...
شيدا - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 11:01
گاهي آدمها ناخواسته تو زندگيشون به موردايي برميخورن كه تمام باورها و اعتقاداتشون عوض ميشه گاهي ناخواسته عاشق ميشن و گاهي كسي رو تا حد پرستش دوس دارن گاهي خودشون رو فراموش ميكنن و تمام لحظه هاشون ميشه عشق يه نفر يه مخاطب خاص كه تمام شعر و متن و اهنگاشون ميشه واسه اون يه عاشقانه خالص و صاف و پاك كه تم...
روز و شبم تو - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 11:01
روز و شب فكر من اين است كه دلتنگ توام در كفم نيست بجز اين دل بي حوصله ام تا تو را بينم و چشمم به دو چشمت افتد گوييا بنده تو بنده چشمان توام هر سخن با تو جوانتر كند اين قلب مرا چون كه اين قلب شده خانه تو ... بند به زندان تو ام حبس در قلب تو بهتر ز هزار ازادي است بخت سعد است كه درگير دو چشمان توام هر ...
پايي كه جا ماند يا دلي كه جا ماند؟ - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:35
چهارشنبه بود...يكي از روزاي مقدس داشتم اماده ميشدم برم بيرون و دوباره يه زندگگي پر از شادي رو شروع كنمآخه قرار بود بازم ببينمش بند بند وجودم از عطش ديدار سرشار بود و قلبم داشت بهم نهيب ميزد كه با اين عشق اگه وصل و ديدار مهيا نشه كم مياره دستي به موهام كشيدم و براي آخرين بار خودمو تو آينه برانداز كرد...
همدم - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:35
گاهي وقتا كه به زندگي فكر ميكنم با خودم ميگم منظور از همدم و مرهم و هم نفس و همدل چي ميتونه باشه؟ وقتي تنهايي يا مشكلي داري يا دردي تو سينه ات هست...يا حتي زماني كه دلت ميخواد يه گوش شنوا داشته باشي...نياز به كسي داري كه تمام قد بشه گوش و برات بشنوه .. نصيحت نكنه ...عاشق باشه و دردتو درك كنه حتي بعض...
خوشبخت - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:35
خدا رو چه ديدي شايد يه روزي بي هوا يكي از راه برسه و از پشت سر چشماتو بگيره و تو با لمس دستاش گرماي عشق رو حس كني شايد يه روز يكي بياد كه با ديدنش همه دردهاتو فراموش كني و تموم زخماي دلت رو واست مرهم بذاره درست لحظه اي كه از همه چي نا اميدي يكي سر راهت قرار بگيره كه تو چشماش زل بزني و اون تموم حرفات...
صبح - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:35
نميدونم كي اين متن رو ميخوني... اما ميخوام يه حرفايي رو واست بگم يه كلماتي كه تو دلم مونده و شايد روم نشه بگم... بذار بهت بگم عشقم..نفسم ...عمرم ...جونم...دلم... بهت ميگم عشقم چون از وقتي ديدمت يه چيزي تو دلم تكون خورد و با يه طناب محكم منو به زنجير تو كشيده كه هر روز صبح وقتي بيدار ميشم اولين كارم ...
دیدار - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:35
هر روز صبح وقتی از خواب بیدار میشدم تا از رختخوابم جدا شم یه چند ساعتی طول میکشید هر روز صبح وقتی از خواب بیدار میشدم هیچ علاقه ای به بیداری نداشتم و جون میکندم تا از جام بلند شم کلا هر روز صبح مکافاتی بود بین اعضا و دل و مغزم که همشون خواب بودن امروز اما قبل از خودم همشون بیدار بودن و کوش به فرمان ...
غم عشق - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:35
سلام عشقم سلام نفسم سلام تمام بهانه من واسه زندگی میدونم امروز کوله بار دلت پر از غمه و خستگی میدونم امروز ازم خیلی دلگیری بیش از اون چیزی که در وصف بگنجه میخوام هزار بار بهت بگم منو ببخش و بدون همه اذیتام ناخواسته است این روزا همش با حسای جورواجور درگیرم اما ته همه حسام یه لبخنده که از آشنایی با تو...
همه چی آرومه - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:35
سلام ماه من سلام عشق من سلام عزیزکم دلبرکم عمرم و جونم دوباره ازت دورم و با تموم وجودم حست میکنم و نداشتنتو با خودم گریه میکنم سخت ترین کار دنیا دوری و نداشتنته و اینکه نیستی تا ببینی از دوریت چی میکشم دلم دستای گرم و نگاه پر مهرتو میخواد نفس بالا نمیاد و قلب نمیزنه تک تک کوچه ها رو به یادت طی میکنم...
دلتگي - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:35
آدمهاي زندگي دو دسته اند يا دوستشون داري يا دوستشون نداري آدمايي كه دوستشون نداري رو كلا بيخيال آدمايي رو كه دوستشون داري دو دسته اند يا خيلي دوستشون داري يا يه كم دوستشون داري آدمايي كه كم دوستشون داري رو بذار كنار آدمايي كه خيلي دوستشون داري دو دسته اند يا ديوونشوني و عزيز دلن يا بهشون علاقه داري ...
حال بد - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:35
امروز حالم بده خيلي بد خيلي خيلي خيلي خيلي بد اصلا واu200dه اي براش متصور نيستم.اصلا نميخوام بنويسم اصلا نميتونم حرف بزنم و انگشتام بي اختيار تايپ ميكنن امروز بدترين روز عمرم بود بدترين روز بدترين روز حتي بدتر از گذشته ها كه واقعا گذشته ها در برابر اين درد هيچ بود نميدونم كلماتي كه مينويسم درسته يا ...
الان خوبم - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:35
خواستم متن قبل رو پاك كنم اما با خودم گفتم باز منو ميكشي كه چرا پاك كردم خواستم بگم چقدر خوبم خواستم بگم چقدر با تو بودن خوبه خواستم بگم ممنونتم و مديونتم كه هستي دوستت دارم تا ابدددددد نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 13:49 توسط : khdm | دسته :